أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
334
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
و چون قراول لشكر جهانگير روانهء صوب مرو « 1 » گرديد و خبر توجّه اين فرقه به عرض خان شيبانى رسيد ، جمعى كثير و جمّى غفير از مردان كار و نبردپيشگان معركهء كارزار به رسم استقبال جهت افروختن نوائر قتال پيش فرستاده تلاقى فريقين در موضع طاهرآباد دست داد . و از هر دو جانب كوششهاى مردانه نموده حربى در ميانه قايم گرديد كه داستان رستم و اسفنديار را از صفحهء زمانه درنورديد و قضا و قدر بر وفق تفال شاه الهاممخبر كارگر آمده ، دانه محمّد طعمهء عقاب اجل گشت و اتباع او را استيصال دريافته به اردوى همايون پيوستند . و فرقهء مخالف از اين واقعه متمكّن وادى جسارت گشته خسارت عاقبت را از خود دور ديدند و مبتهج و مسرور به عزم ملازمت خان شيبانى بازگرديدند ، غافل از آنكه عقاب بلندجناب كه ميدان پروازش در روزى شرق تا غرب جهان است ، مادام كه از تصرّف دانه شادمان نگردد به عقاب دام اسير نيايد . و هماى همايونراى ، كه تفويض منصب سلطنت وابستهء به سايهء بال ميمنتخصال اوست به استخوان از آن جهت قانع گشته است كه در هواى گوشت جان و تن نفرسايد . و لقد احسن من قال : بيت نان جوى مىشكن و مىشكيب * تا نخورى گندم آدم فريب [ 428 ] و چون مقارن اين حال رايات خورشيدتمثال حوالى مرو را مخيّم سرادقات عزّ و اجلال ساخت مخالفان به قلعه درآمده روزبهروز آتش نيران قتال جانسوز و شعلهافروز گشته از جانبين به گير و دار و قتل و اضرار مشغول بودند . چون فرقهء مخالف قلعهء مرو را جهت تحصّن برجى متين ديدند و انتظار رسيدن تتمهء لشكر از ماوراء النّهر
--> ( 1 ) . مرو : شهر قديم در واههاى وسيعى در صحراى قراقوم بر مسير سفلاى رود مرغاب . نام ناحيهء محل قرار گرفتن اين شهر ، كه يكى از ايالات هخامنشى بوده در اوستا به صورت مورو ( Muru ) و در كتيبههاى ميخى ، به صورت مرگو ( Margu ) آمده است . در دورهء اسلامى براى تمييز آن از شهر كوچك مرو الرود آن را مرو شاهجان مىگفتند . تاسيس شهر را از دوره آنتيوخوس اوّل ( 280 - 261 ق . م ) مىدانند . در زمان اشكانيان . شهر مرو به علت قرار گرفتن بر سر راه كاروان چين اهميت فراوانى داشت . ( دايرة المعارف فارسى ) .